با توجه به نقطه نظرات یکی از بازدید کنندگان محترم وبلاگ مطالبی درخصوص مدیریت زمان در پروژه های نرم افزاری ارایه می شود امید آن است که این نوشتار کوتاه پاسخ گوی نیاز بازدید کنندگان محترم باشد. در ادامه این مقاله یک فایل در خصوص این متدلوژی آپلود شده است که به درک بهتر موضوع کمک شایانی می نماید. برای تهیه مطالب ذیل از منابع انگلیسی و همچنین از مقاله شرکت پارسا مشاور تهران استفاده شده است
.در ابتدای بحث نگاه اجمالی به RUP خالی از لطف نیست. به طور ساده RUP متدلوژی جهان شمول برای استاندارد سازی رویه های مدیریت بر پروژه های نرم افزاری است که در سال 2000 مطرح شد. متدلوژی ذکر شده تحت عنوان قواعد RUP مطرح شده اند که مباحثی همچون مدل سازی تجاری، نیازمندی ها، تحلیل و طراحی، پیاده سازی، آزمون، توسعه، محیط و مدیریت پیکربندی و تغییر را شامل می شود. درست حدس زدید RUP یک رویکرد مهندسی نرم افزار است که در پروژه های تولید نرم افزار می گوید چه کسی، چه کاری را در چه زمانی و چگونه باید انجام دهد. این روی کرد به صورت کاملا سیستماتیک بوده و دارای ویژه گی های ریسک محور، متمرکز بر معماری، نمودار های حالت و چرخشی است. ذکر این نکته ضروری است که چرخه حیات تولید نرم افزار به گونه است که از طریق معماری و نیز چرخش ها و تکراراها، ویرایش های گام به گام(افزایشی) (قابل توجه علاقه مندان مبحث سیستم داینامیک)، نرم افزارهای کاربردی ساخته می شوند.
چرخه حیات RUP یک چرخه تکراری است (چرخه دمینگ دور سرم می چرخه) که به چهار مرحله تقسیم می شود:
1- اکتساب
2- توسعه
3- ساخت
4- انتقال
این چرخه در طول حیات تولید یک نرم افزار تکرار شده و با تمرکز بر قواعد ذکر شده و نیز معماری طراحی شده یک مسیر رو به رشد افزایشی(درصد تکمیل و کیفیت کاربردی نرم افزار) را طی می کند. خب حالا برگردیم به بحث زمان در پروژه های نرم افزاری، دوستانی که با متدولوژِی PMBOK آشنایی دارند نیک می دانند که فرآیند تدوین برنامه زمان بندی در یک نگاه اجمالی با تعریف فعالیت ها شروع شده و با تهیه زمان بندی پروژه به پایان می رسد. نکته قابل اهمیت این است که شما در RUP باید دقیقا مشخص کنید که چه فعالیتی در هر یک از مراحل تولید نرم افزار چند بار تکرار خواهد شد. به عبارت دیگر فعالیت الف چند بار در مرحله اکتساب، توسعه، ساخت و انتقال تکرار می شود. برای این کار گرت رو پیشنهاد می کنم. (خودم که یک بار کلی ازش لذت بردم). بنابراین با مشخص شدن تعداد فعالیت ها و همچنین تخمین زمان انجام فعالیت بقیه مراحل دقیقا شبیه تهیه برنامه زمانی ساخت یک ساختمان ۱ طبقه خواهد بود. من یک بار برای آنالیز زمان این فعالیت ها از مونت کارلو استفاده کردم(زمانی که موها رو هنوز سفید نکرده بودیم ) .خروجی های خیلی جالبی برای آنالیز حساسیت و ریسک زمانی پروژه در اختیارم قرار داد. امیدوارم شما هم برای یک بار هم که شده امتحانش کنید.
برای پایان مطالبم به ذکر دو نکته بسند می کنم:
1-خیلی خیلی مهم است که برنامه زمانی رو که به عنوان برنامه مبنا در نظر می گیرید فوق العاده روش حساسیت داشته باشید(به خاطر خودتون میگم)
2-انتظار نداشته باشید تمام زوایای پنهان برنامه زمانی پروژه را در فاز طراحی شناسایی کرده باشیدو یک برنامه زمانی مبنای عاری ازخطا را تدوین کنید البته تمام تلاش رو باید انجام داد(همانطور که در بند اول گفتم) ولی به هر حال به قول آقای کرزنر پروژه یعنی یک بار برای همیشه(یه شب کرزنر اومد به خوابم صدام کرد گفتم بله بزار دستت رو ببوسم ، گفت لازم نکرده ......)

